حسين بن حسن خوارزمي

مقدمة 17

شرح فصوص الحكم

نسخه اى از اين شرح در دار الكتب قاهره ( 20 ) تصوف به خط روزبهان فرزند همام هندى نور بخشى مورّخ 7 ج 1 / 900 موجود است كه در فهرست آن كتابخانه ( 1 : 337 ) نيز شارح آن شناساند نشده است . پس شارح شرح مزبور كيست ؟ نگارنده هنگامى كه عكس اين نسخه را غرض تتبع و تصحيح فراهم آورد ، و به مطالعهء آن پرداخت به اشارات و دقيقه هايى پى برد ، و آن اشارات مبرهن گردانيد كه اين شرح به وسيلهء كمال الدين حسين خوارزمى مشهور ساخته و پرداخته شده است . اشارات مذكور عبارتند از : [ اشاراتى دال بر اينكه مؤلف كمال الدين حسين خوارزمى است ] ألف - اشعار شارح مىدانيم كه كمال الدين حسين خوارزمى از شاعران سده هشتم و نهم هجرى محسوب مىشود . او را اشعاريست كه مجموعهء ناقص آن به خطا به نام « ديوان منصور حلاج » در ايران به چاپ رسيده است . تحقيقات بعدى نشان داد كه ديوان مزبور از حسين منصور حلاج نيست ، بلكه از سروده هاى سوزناك شاعريست متخلص به « حسين « 4 » » كه قطعا همين كمال الدين حسين خوارزمى مىباشد . در شرح فصوص الحكم مورد بحث نيز جاى جاى اشعار نغز و دلنشينى از طرف شارح آورده شده كه تخلص « حسين » دارد . از آن جمله است اشعارى كه بتأييد « نسبت عين بنده به حق » مىآورد : « هر چند وظيفة آن بود كه در افشاى اسرار عنان خويش در دست عقل عاقبت انديش نهم ، و شاهد زيبا و دلبر رعناى حقايق را در جلباب احتجاب جلوه دهم ، اما غلبات اشواق و سلبات اذواق ، دامن كشانم مىكشد سوى چنين گفتارها تا آورم گلدسته اى زان دلگشا گلزارها آن گه از روى غيرت در اوان قصد ازهار اسرار بدست منع دامان من مىكشد ، حاليا سر از گريبان من بيرون كرده در كشف ظهور حق در انفس و آفاق به زبان عاشق مشتاق در مخاطبهء خويش مىگويد : اگر چه در پس چندين هزار پرده نهانى به چشم عارف بينا چو آفتاب عيانى جهان به نور تجلى تست زنده از آن رو همه جهان تن و تنها تو جان جمله جهانى

--> « 4 » ر ك : به ديوان منسوب به منصور حلاج ، صفحات 88 - 113 - 179 ، و مقالهء دكتر مهدى درخشان در شماره مخصوص گروه زبان و أدبيات فارسى ، ضميمهء مجله دانشكده أدبيات تهران ، سال 1360 ، تحت عنوان « ديوان منصور حلاج از كيست ؟ » .